close
تبلیغات در اینترنت
شعر طنز یک نفر در خواب حافظ

شعر زیبای یک نفر که در خوابشبه توصیف و مکالمه با حافظ در زمان امروزیمیرهبرای مشاهده شعر به ادامه مطالب مراجعه کنید نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوسگفتم سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روی گفت والله خود ندانمگفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالیگفتم چگونه…

شعر طنز یک نفر در خواب حافظ

شعر زیبای یک نفر که در خوابشبه توصیف و مکالمه با حافظ در زمان امروزیمیرهبرای مشاهده شعر به ادامه مطالب مراجعه کنید نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوسگفتم سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روی گفت والله خود ندانمگفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالیگفتم چگونه…

شعر طنز یک نفر در خواب حافظ

شعر زیبای یک نفر که در خوابشبه توصیف و مکالمه با حافظ در زمان امروزیمیرهبرای مشاهده شعر به ادامه مطالب مراجعه کنید نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوسگفتم سلام حافظ گفتا علیک جانمگفتم کجا روی گفت والله خود ندانمگفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالیگفتم چگونه…

شعر طنز یک نفر در خواب حافظ

فان وان

شعر,حافظ,شعر حافظ,شعر طنظ,شعر طنز,حافظ طنز,
خوش آمدید
تبلیغات
اخبار:
آخرین ارسالی های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
1 263 aryan
0 253 ehsan1997
1 293 aryan
پیام مدیریت
مهمان گرامی شما ثبت نام نکرده اید لطفا ثبت نام کنید
کاربر گرامی شما به سایت وارد نشده اید لطفا وارد شوید

ورود / ثبت نام
تبلیغات

تبليغات

تبليغات





تبليغات


تنظیمات رفرش اتوماتیک آخرین ارسالی های انجمن
برچسب ها :

شعر

,

حافظ

,

شعر حافظ

,

شعر طنظ

,

شعر طنز

,

حافظ طنز

,
شعر طنز یک نفر در خواب حافظ

شعر زیبای یک نفر که در خوابش
به توصیف و مکالمه با حافظ در زمان امروزی
میره


برای مشاهده شعر به ادامه مطالب مراجعه کنید

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس

گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم
گفتم کجا روی گفت والله خود ندانم

گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم چگونه ای گفت دربند بی خیالی

گفتم که تازه تازه شعرو غزل چه داری؟
گفتا که می سرایم شعر سپید باری

گفتم ز دولت عشق گفتا که کودتا شد
گفتم رقیب! گفتا او نیز کله پا شد

گفتم کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟
گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

گفتم بگو زخالش ، آن خال آتش افروز
گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز

گفتم بگو ز مویش گفتا که مش نموده
گفتم بگو ز یارش گفتا ول نموده

گفتم چرا چگونه عاقل شده است مجنون؟
گفتا شدید گشته معتادو گرد و افیون

گفتم کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش
گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش

گفتم بگو ز ساقی حالا شده چه کاره
گفتا شدست منشی در دفتر اداره

گفتم بگو ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا که دست خود را بردار از سر دل

گفتم ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی
گفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی

گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقی
گفتا که جای خود را داده به فکس های برقی

گفتم بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا جای هدهد ، دیش است و ماهواره

گفتم سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا بلوکه کرده دیروز یا پریروز

گفتم بگو ز مشک آهوی دشت زنگی
گفتا که ادکلن شد در شیشه های رنگی

گفتم بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها

گفتم شما وزندان حافظ ما رو گرفتی؟
گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی

حال کردید این شعررو
نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
محصولات جدید
تبلیغات


تبليغات

تبليغات



تبليغات


پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
نظرسنجی
نظر شما برای عوض کردن قالب سایت چیست؟



عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
درباره ی سایت
اینجا همه چی هست نگران نباشید!
تبلیغات

آخرین نظرات